پیش درآمد:

بی¬شک همگان بر این باور نائل هستند که حقیقت لایه¬های معرفتی دارد و بیان حقیقت در زبان هنر و سینما بس پیچیده¬تر است. بذل توجهی عمیق روشن میگرداند که این راه سخت بی همراهی دلسوزانه، صعب و مستصعب است و معرض خطر و البته ضرورت مشاوره در همه ابعاد آن امر پوشیده ای نیست که نیاز به تبیین و تعلیل داشته باشد.
آنچه باید مورد مداقه اهل نظر در عرصه سینما و رسانه باشد این است که مشاوره در واقعیت موجود سینمای ما  با یک رویه ساختار یافته فاصله دارد و به طریق اولی مشاوره دینی فیلم و فیلم نامه مهجورتر است. در فرایند تولید محصولات سینمایی اگر تعهد و دلسوزی متولیان امر، نیاز به مشاوره و خاصا مشاوره دینی را نمایان کند، اما نبود سازوکار ارتباطی و رویه های ساختارمند وصول به این مهم را سخت و ناپیمودنی میکند.
این سایت بر آن است که گامی اولین در این عرصه بردارد تا شاید با بذل عنایت هنرمندان اندیشه¬ورز و متولیان امر در آینده شاهد عمومیت امر مشاوره و خصوصا مشاوره دینی برای هنر و سینما باشیم.
طبیعت هر کاری این است که همواره با مشکلات و کاستی هایی مواجه است و ما خود را مبرا از این امر نمیدانیم اما کاستیها آنگاه که حرکتی نوپا باشد بیشتر و شدیدتر خواهند بود.
یکی از مشکلات اساسی در این مسیر نبود ادبیات علمی مدون و قابل اتکاء است. مشاوره ادبیات علمی فراوانی در موضوعات مختلف دارد، در تولید علم مانند پایان‌نامه‌ها، در علوم تربیتی، در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، بحث مشاوره بحث مسبوق به سابقه‌ی زیادی هست و غنای علمی آن بسیار. همچنین است خود فیلم و فیلم‌نامه و رسانه که هم ادبیات علمی دارد و هم عالمان درخور، از فیلمنامه نویسان تا کارگردانان و خالقان تصویر و هنرمندان نقش آفرین. اما امر مشاوره در حوزه هنر و فیلم چنین نیست و از این بعد حرمانی جانکاه دارد.
این واقعیت ما را برآن داشت که در رفع این نقیصه تلاش مضاعف داشته باشیم. اما این را هم به خوبی واقفیم که تولید ادبیات علمی نه ازعهده این سایت برمیآید و نه ما در مقام گزافه گویی برآمده ایم، بلکه راهی را برگزیده ایم که متناسب و عملی و به اندازه توان باشد.
اولین و موثرترین اقدام در این راستا البته همراهی اساتید قابل اتکاء و توانمند است که در این راه توفیق یار ما شد و خدا را شاکریم. اما گام بعدی سعی در تدوین و تحریر انباشته های علمی ایشان بود تا به زعم ما پیش نویس ادبیات علمی در حد و اندازه ما باشد. که انجام مصاحبه هایی مستمر با پرسشنامه هایی حرفه ای و با عقبه تئوریک مستحکم، عملی ترین و سریع ترین راه برای حرکت در پی این مقصود بود.
مجموعه پیش رو در این بخش سایت نتایج تلاش ما در انجام این مصاحبه ها است که امید داریم مفید فایده درخور برای علاقه مندان باشد.
در این مصاحبه ها سعی برآن بوده که از بحث فیلم و فیلم‌نامه و بحث خود مشاوره احتراز شود و تمرکز گفتگوها بر مشاوره‌ی دینی برای فیلم باشد. لذا موضوع کلی این مباحثات مشاوره دینی فیلم و مسائل پیرامون آن است هرچند در گفتگوی شفاهی گریزی از مسائل در حاشیه این نیست.
در این مسیر سعی کردیم که از مجموعه سوالاتی بهره¬مند شویم که بتواند سیری عالمانه در مطالب مورد نیاز در باب مشاوره دینی فیلم داشته باشد. طبعا شروع این مجموعه از کلیات و مدخل ادبیات علمی این عرصه خواهد بود که البته در ادامه بنا بر این است که گفتگوها تا جزئی¬ترین مسائل مورد نیاز ادامه یابد و در این راه حدی برای خود نمی¬شناسیم. در این مرحله پرسش¬های ما در شش فصل طبقه¬بندی شده است: فصل اول به شناخت مشاوره می¬پردازد و سعی در بازشناسی این معنا از امور مشابهش دارد. فصل دوم از ضرورتها بحث می¬کند و فصل سوم از اصول کار و باید و نبایدهای آن. در فصل چهارم سوال از پیشینه¬های معرفتی لازم برای مشاور داریم که به چه دانش¬هایی در هنر و سینما و در حوزه دینی باید مسلح باشد. در پنجمین فصل فرصت¬ها و موانع در محیط را سوال می¬کنیم تا ادامه به واکنش¬ها و چند و چون پذیرش¬ها بپردازیم و در نهایت از رودرویی در امر مشاوره را با فرصت امروز بشریت به چالش می¬کشیم تا از مواهب و کاستی¬های هرکدام از مشاوره چهره به چهره و فضای مجازی درک کاملتری بدست آید.
طبعا در هر گفتگو تنها در بخشی به این موضوعات پرداخته خواهد شد لیکن سعی جدی ما این است که از هر استادی در استمرار گفتگوها بهره ببریم به آن امید که کل مباحث را مرور کرده باشیم.
امیدواریم که این تنفس علمی، هم در تدوین ادبیاتی مثمر گامی مفید باشد و هم موجب شادابی و نشاط در عملیات مشاوره ای باشد که این سایت برای آن عرضه شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
ممنون از این‌که پذیرفتید تشریف آوردید.
عرض کنم که بحث مشاوره در فضای علمی و در فضای تربیتی کم‌سابقه و بی‌سابقه نیست، با رویکردهای علمی همیشه بوده و به‌وفور هم هست؛ پایان‌نامه‌ها،‌ مشاوره‌های تربیتی و... ؛ اما بحث مشاوره در فضای فیلم ادبیات علمی و مدون ندارد. نه اینکه موجود نیست، هست، اصلاً انسان خالی از مشاوره نیست؛ اما سکه‌ی رایج نیست. یکی از اهداف ما از این سؤال‌ها با این ترتیبی که اتخاذ شده و با این مصاحبه‌هایی که می‌خواهیم به‌صورت سریالی با دوستان مختلف داشته باشیم، همین ایجاد ادبیات علمی است. شما بزرگواری فرمودید که این بخش اول مصاحبه رو تقبل فرمودید که خدمت‌تان باشیم. به‌صورت کاربردی ما چند تقسیم کردیم برای این مباحثه: مفهوم‌شناسی، ضرورت مشاوره، [همه‌ی این‌ها با قید مشاوره‌ی دینی فیلم] اصول سیاست‌ها، تمحض‌های علمی لازم، محیط و زمینه‌ها، پذیرش‌ها و واکنش‌ها و فرصت‌ها و محدودیت‌هایی که در انحاء مشاوره‌ در عرصه‌ی مجازی و عرصه‌ی واقعی وجود دارد. شما بخشی که بنا شد خدمت‌تان باشیم مفهوم‌شناسی است. حالا اگر مطلبی برای شروع دارید بفرمایید...

حجةالإسلام رضوانی: حالا من یک بحثی ارائه می‌دهم، اگر هر جا لازم شد شما بفرمائید.مشاوره دینی فیلم
بسم الله الرحمن الرحیم
من فکر می‌کنم قبل از این‌که بحث مشاوره‌ را شروع کنیم باید به این بپردازیم که اساساً تعریفمان از دین چیست؟ خب دو رویکرد کلی در مورد دین است. یک اینکه نگرش به دین، یک نگرش حداقلی است. این‌که می‌گویند دین در یک حوزه‌های خصوصی و خاص حضور دارد. بله در حوزه‌ی فردی دین حضور دارد و دین یک مفهوم و مقوله‌ی فردی است و خیلی کسی نمی‌تواند درش دخالت کند، یک برداشت شخصی است، یک برداشت فردی است، یک ارتباط فردی انسان با خداوند است، همان نگرشی که تقریباً مسیحیت هم دارد. دین را قبول دارد، اما وارد حوزه‌ی فرد و حتی خیلی وارد حوزه‌های اجتماعی و حوزه‌های دیگر زندگی بشر نمی‌شود. می‌گوید دین یک مقوله‌ای است در ارتباط بین انسان با خدا و این در حوزه‌ی فردی است. خب در این نگرش اگر ما دین را بخواهیم تعریف کنیم خیلی نیاز به مشاوره‌ی دینی نداریم یا اگر هم مشاوره داشته باشیم وقتی حالا کاراکترمان، شخصیتمان می‌خواهد یک ارتباطی با خدا بگیرد، اینجا کارشناس کمک می‌کند به اینکه این ارتباط یک ارتباط رئال و واقعی باشد یا کیفیت این ارتباط رئال باشد. یک نگرش به دین یک نگرش حداکثری است. نگرشی که ما در آن دین را تقریباً در همه‌ی حوزه‌های ارتباطی بشر دخیل می‌دانیم، در همه‌ی حوزه‌های زندگی یک انسان دخیل می‌دانیم از ارتباطش با طبیعت گرفته از ارتباطش با دیگران گرفته از ارتباطش با درونیات خودش گرفته تا ارتباطش با خداوند. پس در این تعریف ما ارتباط با خداوند و ارتباط حالا چه حوزه‌ی فردی‌اش، چه حوزه‌ی اجتماعی‌اش، یکی از مقوله‌های ارتباط است. اگر حالا ما تعریفمان از دین اگر این باشد آن‌وقت تعریفمان از کارشناس دینی و کارشناس حالا نگوییم کارشناس مذهبی چون حالا یک تعریفی هم به نظرم هست یک حالا اصطلاحی که رایج است می‌گویند کارشناس مذهبی -این شاید به نظرم تعریف خوبی نباشد-، ما کارشناس دینی داریم. اگر ما مبنای تعریف کارشناس دینی‌مان را این نگرش حداکثری به دین بگیریم آن‌وقت به نظرم ضرورت و پهنه‌ی حضور کارشناس دینی در یک اثر هنری خودش را نشان می‌دهد. با این مقوله بالأخره ما باید اتخاذ مبنا کنیم. من بحثی را که دوست دارم ارائه بدهم یا آن مباحثه‌ای که می‌خواهیم بکنیم با این مفروض است که ما اساساً حضور حداکثری دین را قائلیم و حضور دین را در همه‌ی حوزه‌های زندگی انسان قائلیم و بر این اساس اگر می‌گوییم مشاوره‌ی دینی و کارشناس دینی و کارشناسی که کنار فیلم‌ساز، کنار فیلم‌نامه‌نویس، کنار هر تخصص رسانه‌ای و هنری قرار می‌گیرد تا با این نگاه به او مشاوره بدهد. حالا بر اساس این نگاه می‌توانیم بحث را ادامه بدهیم، پس با این مبنا داریم از کارشناس دینی حرف می‌زنیم.

دو رویکرد کلی در مورد دین وجود دارد. یک اینکه نگرش به دین یک نگرش حداقلی است و می‌گوید دین یک مقوله‌ای است در ارتباط بین انسان با خداست که آن هم در حوزه‌ی فردی است. خب در این نگرش خیلی نیاز به مشاوره‌ی دینی نداریم. نگرش دیگر به دین یک نگرش حداکثری است؛ یعنی نگرشی است که ما درواقع در آن دین را تقریباً در همه‌ی حوزه‌های ارتباطی بشر دخیل می‌دانیم. اگر ما مبنای تعریف کارشناس دینی‌مان را، این نگرش حداکثری به دین بگیریم آن‌وقت به نظرم ضرورت و پهنه‌ی حضور کارشناس دینی در یک اثر هنری خودش را بهتر نشان می‌دهد.

سایت مشاور فیلم: اگر این نگاه حداکثری را ما برای کارشناسی برای مشاوره داشته باشیم [ما یک بحثی هم داشتیم که یک تفاوتی بین مشاور و کارشناس و به‌اصطلاح ناظر داشته باشیم از این بابت که کارشناس و ناظر جایگاه تعریف‌شده‌ای الآن دارند، ‌مشاور جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد. این بحث بیشتر یک بحث لغوی نیستش، یعنی مفهوم این‌ها نیست، مفاهیمشان به هم نزدیک است. کارشناس و مشاور مفهوم نزدیک به هم دارند. ناظر شاید یک خورده مفهوم متفاوت‌تری دارد. ولی آنی که الآن این اصطلاح‌ها جا افتاده و اتفاق می‌افتد یک فیلم کارشناس همراه خودش را دارد، یک جایگاه تعریف‌شده‌ای هم دارد، ناظر هم دارد ناظر دینی هم دارد ولی مشاور جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد] حالا از این ظرافت و دقت بین کارشناس و مشاور بگذریم؛ اما در بحث مشاوره‌ی دینی، بعضی مواقع وصف «دینی» را رویکرد خود مشاوره ممکن است بدانیم در فضایی که ما دین را حداکثری داریم نگاه می‌کنیم؛ یعنی آیا مشاوره‌ی ما دینی هست؟ یعنی من می‌توانم نوعی حرف بزنم که حرف زدن من وصف دینی یا غیردینی پیدا کند؟ یا موادی که ارائه می‌دهد و محتوای حرف مشاور؟ و وصف دینی، وصف این موادی است که من ارائه می‌دهد در این مشاوره.

حجةالإسلام رضوانی: برداشت من از مشاوره‌ی دینی تبیین رویکرد دین است نسبت به آن مقوله‌ای که مورد مشاوره قرار می‌دهد به هنرمند؛ یعنی ما اگر یک موضوعی داریم و آن موضوع محل مشاوره است یا موضع مشاوره است، ما بیاییم رویکرد دین و نگاه دین را به این مقوله بگوییم. حالا این رویکردِ «ارائه‌ی رویکرد دین» شاید خیلی با اصطلاحات دینی هم نباشد. چون ما وقتی می‌گوییم یک اثر دینی یا یک رویکرد دینی خیلی دنبال الفاظ قلمبه‌سلمبه‌ی چه می‌دانم آیات و روایات و الفاظ دینی نیستیم، ما می‌خواهیم نگاه دین و کانتکس دین در آن موضوع را بگوییم این موضوع در کانتکس دین چه جوری تعریف می‌شود. لذا وقتی می‌گوییم کارشناس دینی لزوماً مرادمان استفاده‌ی از الفاظ دینی و چه می‌دانم موضوعات دینی نیست، ما دنبال رویکرد دینیم. چیزی که در این ارتباطات در حوزه‌ی دین تعریف‌شده است. لذا من به نظرم مشاوره‌ی دینی ارائه‌ی رویکرد دین، نگاه دین نسبت به آن موضوعی که مورد مشاوره قرار می‌گیرد برای هنرمند و جهان دین را برای هنرمند باز کردن و آن را در مسیر این ارتباطات قرار دادن است. حالا این از هر روشی می‌تواند اتفاق بیفتد. لذا من نگرشم به مشاوره‌ی دینی این‌طوری است.

سایت مشاور فیلم: یک تلقی که ممکن است باشد این‌ است که وقتی‌که یک روحانی مشاوره داد، یک مشاوره‌ی دینی، شاید مثلاً در جهان غرب البته شاید، همین‌که یک روحانی مسیحی کنار یک فیلم باشد بگویند این فیلم مشاوره‌ی دینی گرفته. از آن ور ممکن است این تلقی در ذهن باشد، اینکه می‌گویم ممکن است چون نمی‌شود عمومیت داد ولی افرادی سراغ هست که مثلاً این تلقیات را دارند، یک فردی که خودش متدین است دارد اثر را می‌سازد، چون این فرد متدین است و دارد مشاوره می‌گیرد تدین او برای اینکه مشاوره دینی باشد کافی است، خلاصه دینی شدن مشاوره وابسته به تدین طرفین مشاوره است. یا یک نگاه دیگر این ممکن است باشد که نکته‌ای که این را شما بیش‌تر بر آن تأکید کردید و اینکه این موضوع مهم است؛ یعنی موضوعی که در متن فیلم دارد مطرح می‌شود و حرفی که فیلم می‌خواهد بزند در دینی شدن مشاوره مهم است، مشاور این فرد را کمک کند که حرفش مستند باشد و دینی باشد. یک بحث ممکن است این باشد که نه مهم روش برخورد و روش تعامل است، یعنی ممکن است یک روحانی دارد صحبت می‌کند، یک روحانی دارد مطالب گزاره‌ها و آموزه‌های دینی را هم انتقال می‌دهد، ولی دارد بد حرف می‌زند. این حرف‌های خوب را دارد بد می‌زند. شاید یکی تأکید کند روی اینکه این خوب حرف زدن بحث مهمی در دینی شدن مشاوره هست. من حتی حس می‌کنم که این مورد آخری که عرض کردم بیشتر الآن در اذهان وجود دارد و با آن درگیر هستند؛ یعنی شاید بسیاری از مشاوره‌ی دینی خودآگاه یا ناخودآگاه توقعشان این‌ است که چرا بد حرف می‌زنند؟ چرا خوب حرف نمی‌زنند؟ چرا ما را درک نمی‌کنند؟ چرا فضای گفتگو و صحبت بین ما وجود ندارد؟ فضای گفتگو بین روحانی‌ها و هنرمندان وجود ندارد و مشاوره‌ی دینی را به این توسعه می‌دهند یا تقلیل می‌دهند (نمی‌خواهم ارزش‌گذاری کنم) که فضای گفتگوی‌مان باید دینی باشد.

هنرمند اولاً قرار است یک قدم جلوتر از مخاطب عمومی باشد. او باید به مخاطب عمومی گرایش بدهد، بینش بدهد، دانش بدهد، این یک. دوماً شما وقتی مواجه با یک حکم الهی می‌شوید که برایش نص صریحی داریم -چه در آیاتمان و چه در روایاتمان- خیلی باید محتاط عمل کنید! یعنی باید از آن قرائت شخصی خودتان در آن موضوع دست بردارید و ببینید اساساً این چیست؟ ممکن است یک فلسفه‌هایی این حکم داشته باشد که شما به آن توجه نداشته باشید!

حجةالإسلام رضوانی: من فکر می‌کنم مشاوره‌ی دینی در همه‌ی این سه سطحی که شما می‌گویید حضور دارد و باید حضور داشته باشد؛ یعنی هم در روش، هم در موضوع و هم در مشاوره و ارائه‌ی رویکرد به فرد هنرمند. حالا موضوعی که گفتم بعداً بحثش را می‌کنم اتفاقاً از الآن دیگر به نظرم وقتش است باز بشود این بحث‌ها. ببینید ما در تخصص‌های دیگری که هنرمند با آن روبرو است و نیازمند به مشاوره هست، مشاوره را به‌راحتی می‌پذیرد. مثلاً در پزشکی، اگر موضوع فیلم یک حوزه‌ی پزشکی است، اگر شخصیت فیلم یک شخصیت پزشک است یا به هر دلیلی ربطی به جریان پزشکی دارد حتماً یک متخصص، یک پزشک مشاور در آن حوزه‌ای که موردنیاز هنرمند است کنار هنرمند قرار می‌گیرد و هنرمند با گارد کاملاً باز آن مشاوره‌ها را به‌راحتی می‌پذیرد. در حوزه‌ی مثلاً انتظامی و نظامی اگر نیاز به فراخور اثر هنری به یک فرد نظامی هست به‌راحتی هنرمند گاردش در مورد مشاوره‌های آن فرد باز است و مشاوره‌ها را می‌پذیرد؛ اما موضوع دین به دلیل اینکه به همه‌ی انسان‌ها مرتبط است و به‌نوعی همه‌ی انسان‌ها با آن درگیرند به‌نوعی خودشان را در آن حوزه «صاحب لحیه» می‌دانند، «صاحب تفکر» می‌دانند که این‌جوری هم هست و هرکدام از انسان‌ها به عدد انسان‌های روی زمین از دین یک برداشتی دارند و سعی می‌کنند نسبت به آن برداشتشان یک تعصبی داشته باشند. وقتی می‌گوییم کارشناس و مشاوره‌ی دینی و ناظر دینی مشکل از این حوزه‌ی مفهومی شروع می‌شود. چرا؟ چون همه‌ی انسان‌ها نسبت به دین یک تلقی و برداشتی دارند، چه «لَه» چه «علیه»، خود را صاحب‌نظر می‌دانند. به همین دلیل است که فرد هنرمند وقتی می‌خواهد در حوزه‌ی دینی مشاوره بگیرد، چه‌بسا خودش را بی‌نیاز از مشاوره می‌داند. می‌گوید که خب من بالأخره تلقی‌ام از دین این‌طوری است و بر اساس همان تلقی هم عمل می‌کنم. این را که دارم عرض می‌کنم خودم با هنرمندان مختلفی روبرو بودم. من در حوزه‌ی زن گرفتن و ازدواج با یکی از هنرمندان صحبت می‌کردم گفتم آقا شما چرا تلقی‌ات نسبت به ازدواج مجدد بده؟ چرا این‌قدر در فیلم‌هایت شخصیت‌هایی که ازدواج مجدد می‌کنند به هر دلیلی، نسبت به صیغه‌ی موقت این‌قدر گارد داری؟ ایشان گفت خب ببین من برداشتم از این حکم این‌طوری است. گفتم احتمال نمی‌دهی این فقط برداشت شماست و این برداشت ممکن است غلط باشد؟ گفت خب شما من را توجیه کن. گفتم خب به این دلیل، به این دلیل، به این دلیل، این برداشت شما غلط است. ایشان گفت خب افواه عموم این را دارند می‌گویند؛ گفتم من هم از این عموم خارج نیستم و اثر هنری من هم در این کانتکس دارد ساخته می‌شود. بعدش عرض کردم و گفتم که هنرمند اولاً قرار است یک قدم جلوتر از مخاطب عمومی باشد یعنی او باید به مخاطب عمومی گرایش بدهد، بینش بدهد، دانش بدهد این یک. دوماً شما وقتی‌که مواجه با یک حکم الهی می‌شوید که نص صریحی داریم ما چه در آیاتمان چه در روایاتمان خیلی باید محتاط عمل کنیم یعنی از آن قرائت شخصی خودت از آن موضوع دست برداری و ببینی اساساً این چیست. ممکن است یک فلسفه‌هایی این حکم داشته باشد که شما به آن توجه نداشته باشی. ما وقتی می‌گوییم مشاوره‌ی دینی، اساساً این یک سهل ممتنع است؛ یعنی در این‌که بالأخره ما نیاز به یک مشاوره داریم این «سهل» است، نسبت به این‌که همه‌ی انسان‌های روی کره‌ی زمین نسبت به این مقوله خودشان را صاحب‌نظر می‌دانند و نظر دارند چه مثبت چه منفی، «ممتنع» می‌شود؛ یعنی مفهوم کارشناس دینی آن‌وقت یک مفهومی می‌شود که همه‌ی انسان‌ها نسبت به آن گارد دارند؛ چون شما اگر یک مفهوم را و یک مفروض را و یک حکم را از کارشناس پذیرفتی اول‌ازهمه باید این اعتقادت بشود، این اعتقاد تو را اذیت می‌کند، یعنی اول‌ازهمه اعتقاد هنرمند را اذیت می‌کند؛ چون هنرمند تا الآن به این مسئله یا توجه نداشته یا اعتقاد نداشته است! شما فرض کنید... من از این مثال استفاده می‌کنم: شما مثلاً در فیلم‌نامه‌ی یک اثری ازدواج مثلاً موقت بد جلوه داده شده؛ حالا مشاور دینی می‌آید -از یک مسئله‌ی خیلی سخت دارم صحبت می‌کنم- کارشناس دینی می‌آید و نسبت به آن مسئله، احکام اسلام و نگرش اسلام و تبیین اسلام را ارائه می‌دهد. حالا او باید اساس آن اعتقاد خودش را تغییر بدهد. در اطلاعات پزشکی طرف اطلاعاتی ندارد و بسنده می‌کند به همان اطلاعاتی که پزشک دارد و اثر را به‌راحتی تغییر می‌دهد یا آن چیزی را که ایشان می‌گوید را اعمال می‌کند، در حوزه‌ی نظامی هم همین‌جور؛ ولی در حوزه‌ی دین این‌جوری نیست. لذا اولین مشکل مشاوره‌ی دینی که معمولاً صاحبان آثار زیر بارش نمی‌روند، علیٰ‌رغم این‌که معتقدند در این حوزه باید مشاوره بگیرند‌ یا اگر هم مشاوره می‌گیرند باز مقاومت می‌کنند این حوزه است؛ یعنی ما یکی از مشکلات را اگر بخواهیم آسیب‌شناسی کنیم باید ببینیم شما در کدام بخش می‌خواهید بحث را استفاده کنید ولی چون بحثش پیش آمد... لذا ما وقتی‌که می‌گوییم مشاوره‌ی دینی باید از یک سهلِ ممتنعی صحبت کنیم که به‌راحتی این حوزه‌ی امتناعش این مسئله‌ را به چالش می‌کشد و این به چالش کشیدن تا الآن باعث مقاومت هنرمندان شده نسبت به برقراری این ارتباط. ولی این‌که آیا این ارتباط در چه سطحی باید برگزار بشود یا برقرار بشود که حالا ابتدای سؤالتان بود این، من به نظرم هم در حوزه‌ی موضوعی ما می‌توانیم مشاوره بدهیم، هم در روشن شدن جهان هنرمند، و هم در حوزه‌ی روش‌ها؛ یعنی مشاوره چه‌بسا می‌تواند در حوزه‌ی روش‌ها باشد؛ یعنی هر سه حوزه‌ را می‌تواند مورد توجه قرار بدهد و در زیر چتر حمایتی خودش قرار بدهد، نمی‌توانیم بگوییم در یک بخش خاص. لذا یک‌وقت‌هایی ممکن است در یک موضوعی شما نیاز به مشاوره داشته باشی. یک‌وقتی است که اساساً هنرمند با یک پدیده‌ی فکری که جهان فکری او را مشغول کرده و رویکردش را نسبت به دین دارد اذیت می‌کند، مواجه است و مشاور باید مشاوره داده و این رویکرد را تغییر بدهد. به‌طور مثال برای او روشن کند که شما اساساً با نگرش تقلیدی به فروعات دین مشکل داری نه با یک موضوع خاص در تقلید. هنرمند فکر می‌کند که مثلاً در فروع هم نیاز به تقلید نیست، انسان می‌تواند خودش برود یک حکمی را...، خب این حکم از چه مسیری باید برود؟ چون اساساً با نگرش تقلید مخالف است نمی‌تواند در اثر هنری زیر بار این برود. اینجا شما باید رویکرد هنرمند را تغییر بدهی که اساساً فلسفه‌ی تقلید چیست و یا اصلاً در همین مشکلی که گفتیم که او می‌گوید من فهمم از دین این‌طوری است! من یادم است یک‌وقتی آقای میرباقری در مورد سریالِ... آخرین اثرش چی بود آقای میرباقری؟ مختار. در مورد مختار یک جلسه‌ی سه چهارساعته، شاید هم بیشتر با مرکز پژوهش‌ها داشتند و در آنجا خب جلسه‌ مفصل بود اشکالات هم مفصل به او ارائه شد. یادم هست حالا به نقل یکی از دوستان می‌گفت که ایشان بعد از شنیدن همه‌ی این صحبت‌ها یک سیگاری روشن کرد و بعد گفت که فرمایشات شما درست، ولی برداشت من و فهم من از مختار این‌طوری است. با یک جمله تمام آن مشاوره‌ها را بوسید گذاشت کنار و فهم خودش را اصل کرد.
خب این در حوزه‌ی...

سایت مشاور فیلم: این ذهنیت‌محوری واقعاً اذیت می‌کند.

به‌طورکلی ما هم در حوزه‌ی موضوعی، هم در روشن شدن جهان هنرمند به یک مسئله و هم در مورد روش‌ها می‌توانیم ارائه‌ی مشاوره داشته باشیم.

حجةالإسلام رضوانی: ببینید این فهم و قرائت خود فرد از دین خب این مسئله‌ای است که ناظر به مسائل خیلی جدی‌تر هم هست؛ یعنی قرائت‌های مختلف از دین که خب حالا سروش مطرح می‌کند، بقیه مطرح می‌کنند، یک بحثی یک‌زمانی در سال ۷۶ به بعد اصلاً بحث روز جامعه بود که اساساً قرائت‌های مختلف از دین را ما باید به رسمیت بشناسیم، اصلاً اساس پست‌مدرنیسم همین است که قرائت‌های مختلف از هر پدیده‌ای برای خودش شأنیت و اصالت دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند به آن اعتراض کند و ارزش‌گذاری کند. خب این در فهم دین هم خودش را وارد کرده و اساساً هنرمند فهمش از دین را مبنا قرار می‌دهد، قرائت خودش را از دین مبنا قرار می‌دهد، فهم خودش از دین را مبنا قرار می‌دهد، روش فهم خودش از دین را مبنا قرار می‌دهد و خودش را بی‌نیاز از مشاوره‌ی دینی می‌داند. لذا مشاوره‌ی دینی یک کار به نظرم خیلی شاقّ است نسبت به این‌که شما بخواهید یک پدیده‌ی رویکرد ذهنی هنرمند را به مشاوره بگذارید و آن را اصلاح کنید. حالا یک مشکل هم این‌ور وجود دارد بین ما متدینین یا این کارشناس‌های رسانه که اساساً ما هم در ذهنیت‌هایمان هنوز یک ذهنیت متحد‌الشکل شکل به وجود نیامد. یک هنرمند ممکن است با دو تا کارشناس دینی مشاوره بگیرد در یک موضوع و دو جوابِ گاه متناقض دریافت کند! خب این به دلیل باز رویکردی است که آن مشاور دارد. یکی ممکن است رویکردش عرفانی باشد، یکی رویکردش اخباری باشد، یکی رویکردش فلسفی باشد و هرکدام این‌ها یک جهانی را می‌تواند برای هنرمند ارائه بدهد و هرکدام این‌ها یک قرائتی از آن اثری را ممکن است انتخاب کند برای ارائه در مواجهه با مخاطب. لذا این ویژگی‌هایی که در دین و در متدینین و در فهم متدینین از دین وجود دارد باعث می‌شود که این مسئله یک مسئله‌ی بغرنجی باشد؛ یعنی از این‌ور ما شاید شخصیت‌های تام و تمام در مشاوره نداریم یا اگر هم شخصیت تامی است در یک مقطعی شخصیت تام است. مثلاً در حوزه‌ی رویکرد عرفانی به دین یک شخصیتی است که خب رویکرد برداشت عرفانی از دینش خوب است، یکی ممکن است در حوزه‌ی برداشت کلامی از دین قوی باشد، آن دیگری در حوزه‌ی برداشت تاریخی از دین قوی باشد. این‌ها هرکدام یک جهانی را ترسیم می‌کنند در حوزه‌ی ارائه‌ی دین به هنرمند و این‌ها ممکن است اگر هنرمند توجه به این تخصص‌ها و رویکردها نداشته باشد دچار یک سردرگمی و گیجی فکری بشود. این فضایی که در دین وجود دارد، چه در حوزه‌ی کارشناس، چه در حوزه‌ی هنرمند و فهم منحصربه‌فردی که در هر انسانی وجود دارد، حتی در حوزه‌ی کارشناسی دینی باعث می‌شود که مسئله‌ی مشاوره‌ی دینی یک مسئله‌ی خیلی پیچیده‌ای باشد. شما در پزشک‌ها همه‌ی پزشک‌ها تقریباً با یک تلورانس بسیار پایینی در یک موضوع پزشکی یک راه‌حل را یا دو تا راه‌حلی که هر دو تا راه‌حل را هم ممکن است یک کسی از پزشک‌های دیگر ارائه نداده ولی قبولش داشته باشد، مبنا قرار بده؛ ولی ما در حوزه‌ی دین این را نداریم.

سایت مشاور فیلم: از اینجا من منتقل می‌شوم به یک سؤال بعدی که یک ظرافتی بین تفاوت ظریفی بین کارشناس و مشاور بود، این‌که این‌طوری ما سعی کردیم این سؤال را مطرح کنیم، گاهی به نظر می‌رسد که مشاوره یعنی عرضه‌ی آموزه‌های دینی؛ از احکام و اخلاق و عقاید و این تقسیم‌بندی‌هایی که شده -چند نوع تقسیم‌بندی شده- رایجش همین احکام و اخلاق و عقاید است. مشاوره همان عرضه‌ی این‌ آموزه‌های دینی است؛ اما گاهی مشاوره‌ را این‌طور تلقی می‌کنند که ارائه‌ی الگوی مفهومی است، برای این‌که آن صاحب اثر و هنرمند درک کند فضای دینی را. وقتی‌که یک پزشک دارد مشاوره می‌دهد، آموزه‌های پزشکی را ارائه می‌دهد؛ می‌گوید که فرض بفرمایید وقتی می‌خواهی در فیلمت جراحی قلب بکنی، جراحی قلب شکلش این‌طوری است؛ آن شکل را ارائه می‌دهد. یا یک کار نظامی می‌خواهی انجام بدی، کارشناس نظامی می‌گوید که شکل کار این‌طوری است؛ به خاطر همین در مورد این نوع کارشناس‌ها دیگر نهایت این‌که مشکل درام پیدا می‌کند و سازنده می‌گوید این شکل از حالت نظامی که تو دادی دراماتیک نیست، فیلم نمی‌شود با آن، یک‌جوری عوض می‌کنم که این بشود؛ نهایت این مشکل را دارد یا این شکل از رفتار یک جراح یا رفتار یک پزشک یک‌جوری عوض می‌کنم که درام هم... ولی مشکل با خود کارشناسی این آدم و آموزه‌هایش پیدا نمی‌کند. ازآنجاکه واقعیت این‌ است که هیچ انسانی خالی از مکتب نیست، معمولاً هم انتقادها وجود دارد، خصوصاً در طیف روشنفکر. تقریباً یک پا در جهان شرق دارد و یک پا در جهان غرب دارد. با مجموعه‌ای از این‌ها یک مکتبی برای خودش ساخته و با این مکتب نه در عرصه‌ی درام بلکه اصلاً در عرصه‌ی تلقی‌های انسانی، با قضیه مواجه است. حالا ما با این شخصی که به این‌گونه مواجهه دارد با مسئله‌ای که ما می‌خواهیم در موردش کارشناسی بدهیم، صِرف ارائه‌ی آموزه‌ها آیا کفایت می‌کند یا ما باید الگوی مفهومی این را عوض بکنیم و اصلاً مشاوره‌ را یعنی مرز مشاوره‌ را با مرز کارشناسی در اینجا جدا کنیم؟

حجةالإسلام رضوانی: ببینید اساساً اتفاقاً فرمایش خوبی را مطرح کردید مشاور اول‌ازهمه باید روانشناس خوبی باشد. حالا اگر از همین حوزه به ویژگی‌های مشاور هم کم‌کم اشاره کنیم خیلی خوب است. ببینید شما وقتی‌که مشاوره می‌دهید باید درد فکری طرف مقابلت را اول بشناسی. اساساً مسئله، پروبلم یا به قول امروزی‌ها ایشیوی آن، موضوع آن را بشناسی که شما دنبال چی هستی اصلاً؟ اساساً این چیزی که عقد ذهنی و گره ذهنی هنرمند است چیست؟ تا او را نشناسد نمی‌داند چه راهکاری ارائه بدهد، چه مفهومی را، چه چارچوب مفهومی را بگذارد وسط که این عقد و گره ذهنی هنرمند را باز کند. ما به دلیل همین اتفاقاً قائلیم که یکی از ویژگی‌های مشاور دینی این‌ است که جهان هنر را بشناسد؛ یعنی اگر نداند هنرمند در چه فضای فکری دارد حرکت می‌کند و شخصیت‌شناسی هنرمند را درست نشناسد آن‌وقت در ارائه‌ی راهکار هم قطعاً دچار خطا خواهد بود. ما با آموزه‌ی نظامی و آموزه‌ی کارشناس پزشکی مواجه نیستیم که اینجا فقر اطلاعاتی هنرمند را بدانیم و بر اساس آن راهکار ارائه بدهیم، ما اینجا اتفاقاً با پیچیدگی‌های ذهنی جهان هنرمند مواجهیم. هنرمندی که...

سایت مشاور فیلم: حتی با احکام و آموزه‌های یک‌سری احکام هم مواجه نیستیم...

حجةالإسلام رضوانی: مواجه نیستیم که شما اینجا با گفتن حکم صحیح، مشکل حکمی طرف را برطرف کنید. ما با جهان فلسفی هنرمند روبرو هستیم که هر عقد فلسفی را از یک مکتبی گرفته و مجموع این‌ها به فرمایش شما شده یک مکتب خاص که مکتب‌شناسی ذهن مخاطب خودش به نظرم یکی از کیاست‌های مشاور دینی باید باشد و این هم نیست مگر با مواجهه‌ی فراوان مشاور دینی با جهان هنرمندان که اساساً هنرمندان از چه جهانی مشروب می‌شوند. شما ببینید همین ذهن متخیل هنرمند، ذهن خلاق هنرمند، ذهنی که برای هر گزینه هزار تا راه را در لحظه ممکن است -حالا این واژه‌ی هزار شاید اغراق من باشد- ولی برای یک گزینه چند تا صحنه و چند تا سکانس را سریع در ذهنش خلق می‌کند. شما وقتی یک مفهوم دینی را برای یک هنرمند بیان می‌کنی، هنرمند سریع برای آن چند تا اشکال و چند تا راه‌حل و چند تا حتی ما به ازاء تصویری تصور می‌کند و بر اساس آن‌ها با شما دیالوگ برقرار می‌کند و شما باید آمادگی داشته باشی همه‌ی این جهان‌ها را یکی‌یکی برایش درها را ببندی تا برسی به در اصلی و از آن در هنرمند را عبور بدهی و وارد جهان ذهنی به‌ظاهر واقعی خودت بکنی. ممکن است این جهان ذهنی مشاور هم خودش جهانی باشد که آن جهان اصلی نباشد ولی به‌هرحال به آن اصالت به آن حقیقت ممکن است نزدیک‌تر باشد یا خالص‌تر باشد به دلیل این‌که ما با یک چارچوب، با یک سری مسیرها و مفاهیم دینی می‌رویم سراغ ترسیم آن جهان ذهنی خودمان. خب این شناخت جهان ذهنی مخاطب که حالا فعلاً مخاطب ما سازنده‌ی اثر هنری است برای مشاور دینی خیلی مهم است و این ظرافت را اتفاقاً اینجا ما باید بخشی‌اش را دریافت کنیم که خب حالا بر اساس این ما چه مفاهیمی را و چه چارچوب مفهومی و راه‌های رسیدن به آن مفاهیم را برای مخاطب ترسیم کنیم. این یکی از آن بحث‌هایی است که به نظرم در حوزه‌ی مشاوره‌ی دینی باید خیلی به او توجه کنیم و یک مفهوم ساده‌ی دست‌یافتنی به این راحتی نیست که حالا بگوییم خیلی پیچیدگی ندارد، می‌نشینیم با هنرمند حرف می‌زنیم به یک نتیجه می‌رسیم، نه. هنرمندی که سال‌های سال با خواندن رمان، با خواندن آثار مختلف، با دیدن آثار متفاوت فیلمیک، با کتاب‌های تصویری، با کتاب‌های عرفانی، با خواندن همه‌ی این‌ها به یک جهان ذهنی و یک نگرش به دین رسیده. عمدتاً هم این نگرش در بین هنرمندان به نظرم نگرش عرفانی است، به دلیل این‌که شما در حوزه‌ی عرفان برداشت‌های فردی خودت را خیلی می‌توانی دخالت بدهی.

سایت مشاور فیلم: آن‌هم خیلی نزدیک به عرفان مسیحی است.

ببینید شما وقتی‌ مشاوره می‌دهید اول باید درد فکری طرف مقابلتان را بشناسید، ببینید اساساً این چیزی که عقد ذهنی و گره ذهنی هنرمند است چیست؟ تا این را نشناسید نمی‌دانید چه راه‌کاری ارائه بدهید. اتفاقاً ما به همین دلیل قائلیم یکی از ویژگی‌های مشاور دینی این‌ است که جهان هنر را بشناسد؛ یعنی اگر نداند هنرمند دارد در چه فضای فکری حرکت می‌کند و شخصیت‌ هنرمند را درست نشناسد آن‌وقت در ارائه‌ی راهکار هم قطعاً دچار خطا خواهد بود.

حجةالإسلام رضوانی: عرفانی که در آن تصویر و تجسم و تجسد حالا به قول شما عرفان مسیحی، بسیار هنرمند را کمک می‌کند و گره کار ذهنی مخاطب هنرمند را زود باز می‌کند و کلیدی که به قفل در ذهن مخاطب می‌رسد ولی عرفان ما شاید خیلی نتواند، این‌قدر انتزاعی است که شاید نتواند آن حوزه‌ی گره ذهنی مخاطب را باز کند، می‌رود به سمت آن. لذا ما وقتی‌که با یک اثر هنری مواجه می‌شویم، حالا مثل آثار عمدتاً مجید مجیدی خیلی اینجا از گزاره‌های فقهی خبری نیست. خیلی شما اینجا مسئله‌ات در ذهنت و مسئله‌ی اثر هنری‌ات آن احکام بیرونی فردی و اجتماعی و احکام مصور دین نیست؛ بیش‌تر حوزه‌ی برداشتی از دین است و آنجا چون مخاطب دست و بالش بازتر است و می‌تواند برداشت مختلفی از دین داشته باشد لذا معمولاً در همان فضاها می‌مانند. در ارتباطاتی که معمولاً هنرمندان مثل کارگردان‌ها، مثل فیلم‌نامه‌نویس‌ها وقتی‌که از ارتباطات خودشان با بزرگان دین نام می‌برند بیش‌تر می‌روند سراغ عرفا. می‌گویند ما با فلان مثلاً آقای رجب‌علی خیاط، با آقای فلان عارف در تهران ارتباط داشتیم و این ارتباط را سعی کردیم حفظ کنیم، چرا؟ چون در این حوزه این‌ها بهتر می‌توانند اولاً آن تخیل خودشان را-توهم خودشان را- باز کنند، حالا تخیل خودشان را، حوزه‌ی تصویرسازی خودشان را رها کنند و در این جهان متخیل خودشان به یک خیالی برسند و آن خیال را تبدیل کنند به یک تصویر بیرونی و ما به ازاء بیرونی. لذا مشاوره‌ی دینی این جهان فکری مخاطب را اگر خوب درک کند در ارائه‌ی چارچوب‌های مفهومی گزاره‌های دینی خیلی راحت‌تر می‌تواند مسیری را بگذارد در جلوی راه مخاطب خودش که سازنده‌ی اثر هنری است تا او زودتر به یک نتیجه‌ و گره‌گشایی ذهنی برسد و الا قطعاً این دیالوگ اساساً برقرار نمی‌شود، کما این‌که تا الآن هم خیلی ما نتوانستیم در این حوزه این گره‌های ارتباطی بین هنرمند و مشاور مذهبی مشاور دینی را باز کنیم تا اساساً وارد جهان ذهنی هنرمند بشویم.

سایت مشاور فیلم: نشدیم!

حجةالإسلام رضوانی: نشدیم! چرا؟ چون ما اگر از حوزه‌ی فقه بخواهیم این مسیر را مبنا قرار بدیم و وارد حوزه‌ی عرضم به حضور شما فکری مخاطب بشویم،‌ قطعاً آنجا این اتفاق برقرار نمی‌شود. پس ما باید در مشاوره‌ی دینی توجه داشته باشیم، حوزه‌ی مشاوره‌ی ما چه حوزه‌ای است؟ و این را باید از ذهنیت هنرمند در بیاوریم که اساساً گره ذهنی مخاطب در چه حوزه‌ای است و ما از همان حوزه وارد بشویم نه آن حوزه‌ای که خودمان آماده شدیم که با آن حوزه ارتباط برقرار کنیم. مثل یک مُبلّغ که شما یک سخنرانی را آماده کرده‌ای بروی در یک مجلسی ارائه بدهی ولی می‌بینید که اگر این سخنرانی را ارائه بدهید اساساً هیچ ارتباطی برقرار نمی‌شود. لذا حوزه‌ی مخاطب‌شناسی که اینجا مخاطب ما اثر هنرمند است یک حوزه‌ی بسیار مهمی در مشاوره‌ی دینی است.

سایت مشاور فیلم: بله.

حجةالإسلام رضوانی: و حالا هر جایی هم که تولی‌گری این موضوع را بر عهده دارد حالا دفتر تبلیغات یا هر جایی، باید این حوزه را خوب بشناسد که اساساً چه فردی را برای مشاوره با این هنرمند خاص انتخاب کند که بتواند بهترین دیالوگ و گفتگو را برقرار کند.

سایت مشاور فیلم: یک سؤالی عرض می‌کنم پیش‌زمینه‌ی سؤال بعدی بشود. فرض بفرمایید که یک هنرمندی، یک فیلم‌سازی مراجعه کرده به شما و سکولار است، یا به معنای دین‌ستیز یا به معنای دین‌گریز -حالا لزوماً دین‌ستیز ما خیلی نداریم ولی بی‌تفاوت بالأخره هست، دین‌گریز هست- شما چه تفاوتی در خودتان حس می‌کنید در مواجهه با این آدم؟ وقتی‌ یک کسی مراجعه می‌کند که دغدغه‌ی این را دارد، یعنی دنبال اصلاح دینی در اثر خودش هست. این فرایندی که شما با آن‌ها طی می‌کنید، یعنی ادامه‌ی همین فرمایش شما باشد که فرایندی که با او یا پروسه‌ای که با او طی می‌کنید تا این مشاوره را به او برسانید، این مطلب را به او برسانید چه تفاوتی با آن حالتی دارد که این فیلم‌ساز، فیلم‌ساز دینی باشد و با دغدغه‌ی دینی برای اصلاح دینی کارش به شما مراجعه کرده؟

حجةالإسلام رضوانی: ببینید ما اولش گفتیم که قلمروی دین را حداکثری می‌گیریم؛ این نرخ شاه‌عباسی است که نمی‌توانیم از آن کوتاه بیاییم؛ اما لایه‌های این قلمرو خیلی متفاوت است. شما در چه لایه‌ای از این قلمرو با صاحب اثر هنری ارتباط برقرار می‌کنی؟ یک‌وقت هست در لایه‌ی اولیه، یک‌وقت هست در لایه‌های میانی، یک‌وقت هم هست در لایه‌های زیرینه. این را شما دیگر در سطح هنرمند باید تشخیص بدهی. در هنرمندی که به قول شما دین‌گریز است، شما باید لایه‌های خیلی رقیق‌تر را مبنای ارتباط قرار بدهی تا لایه‌های خیلی عمیق‌تر. شما با مجید مجیدی یک نوع تعامل را دارید به‌عنوان کارشناس، با یک هنرمند بیرونی که می‌خواهد در مورد اسلام فیلم بسازد، حتی ممکن است مسیحی باشد، غیرمسلمان باشد ولی دغدغه‌ی مثلاً اسلام را دارد یا می‌خواهد از اسلام دفاع کند یا می‌خواهد از مطلق دین دفاع کند، یک رویکرد را داری و یک نوع تعامل را داری. جالب است که این تعاملات در تعاملات بزرگان دین ما هم در سطوح مختلف متفاوت است. برای همین هم هست که ما خیلی وقت‌ها از احادیث ائمه‌ی اطهار علیهم‌السلام به‌ظاهر تناقض دریافت می‌کنیم. حواسمان نیست که اگر آن امام معصوم در یک جا، در یک موضوع واحد یک جور فرمایش فرمودند و در یک جای دیگر ممکن است به‌ظاهر متناقض فرمایش فرمودند شاید خیلی از آن بحث‌ها به خاطر همین لایه‌های مختلفی که مخاطب داشته با آن‌ها این‌جوری «کلم الناس علی قدر عقولهم» را رعایت کردند. لذا شما برای کسی که رقیق‌النگرش هست، رقت نگرش دارد در مورد دین، خیلی از مفاهیم عمیق فلسفی نمی‌توانید حرف بزنید. چون آنجا آن آدم دیگر ممکن است...

سایت مشاور فیلم: یا مفاهیم عمیق اعتقادی...

حجةالإسلام رضوانی: اعتقادی یا در هر موضوعی که در هر رویکردی که شما داری از مفاهیم عمیق عرفانی‌اش، از مفاهیم عمیق فلسفی‌اش، مفاهیم عمیق اخلاقی، از مفاهیم عمیق... حتی خیلی از قضایای تاریخی را نمی‌توانید برایش توضیح بدهید. تاریخی که عینی و کاملاً بیرون است، شاید نتواند درک کند. لذا اینجاست که استراتژی‌اش را مشاوره‌ی دینی باید متناسب با فهمِ عرض کردم جهان فکری هنرمند باید مبنای روش‌شناسی مشاوره‌ی دینی قرار بگیرد؛ یعنی آن را چون هدف آن است و مبنا همان، بر مبنای آن باید روشش را انتخاب کند. حالا من الآن از یک روش خاص نمی‌توانم حرف بزنم، باید مشاور به اقتضای مخاطبش روشش را انتخاب کند و در بهترین شرایط با آن گفتگو را و باب دیالوگ را باز کند؛ اما این اصل را باید رعایت کند که بر اساس سطح فهم آن آدم از دین، ولو این فهم علیه دین باشد، با او باید این باب گفتگو باز بشود.

شاید ما نتوانیم برای این مشاوره نهایتی قرار بدهیم، اما می‌توانیم رضایت قرار بدهیم؛ یعنی بگوییم ما به یک رضایتی رسیدیم. آن‌هم این‌که آیا شما در ذهن یا جهان ذهنی هنرمند حرکتی از نقطه‌ی A به B ایجاد کردید یا نه؟ به نظرم آنجایی رضایت حاصل می‌شود که شما این حرکت را در ذهن مخاطب ایجاد کرده باشید.

سایت مشاور فیلم: من با توجه به این پاسخ و صحبتی که قبل از این سؤال شد، دو تا پاسخ گرفتم از شما برای این سؤال. ما وقتی با یک هنرمند دین‌گریز یا دین‌ستیز مواجه می‌شویم یک بحث این‌ است که اندازه‌ی این مخاطب را متوجه بشویم ببینیم تا چه سطحی باید با او گفتگو بکنیم. یک بحث هم قبل از این سؤال مطرح شد، این‌که ما با جهان ذهنی این آدم مواجه هستیم، ما لزوماً آموزه‌ها را به او نمی‌دهیم. شباهتی که بین یک مراجعه‌کننده‌ی سکولار و یک مراجعه‌کننده‌ی دینی هست در کار ما، این‌ است که ما در هر دو تا با جهانی ذهنی درگیر می‌شویم، الگوی مفهومی‌اش را...

حجةالإسلام رضوانی: طراحی می‌کنیم و بر اساس آن الگوی مفهومی با او ارتباط برقرار می‌کنیم.

سایت مشاور فیلم: پس یک بحث از فرمایش شما این می‌شود که ما باید طبقه را و اندازه‌ی این‌ آدم را، سطح این آدم را بفهمیم...

حجةالإسلام رضوانی: دقیقاً.

سایت مشاور فیلم: ولی یک بحث این‌ است که وقتی ما با الگوی مفهومی و جهان ذهنی یک آدم مواجه هستیم اینجا هم یک قیاس دیگری بین یک مخاطب سکولار و یک مخاطب دینی انجام می‌شود، حالا این را دوباره پله قرار می‌دهیم برای آن سؤال اصلی که مقدمتاً این را عرض کردیم. این‌که کی شما به سکون و آرامش خیال و به این می‌رسید که من در مشاوره‌ام تمام شد کارم، من با این آدم الآن مواجه شدم چیزهایی که می‌خواستم به او ارائه دادم، گفتگوها شکل گرفت و الآن حس می‌کنم که به‌عنوان مشاور من به انتهای کارم رسیدم.

حجةالإسلام رضوانی: ببینید شاید ما برای این مشاوره نهایتی نتوانیم قرار بدهیم، اما رضایت می‌توانیم قرار بدهیم؛ یعنی بگوییم که ما به یک رضایتی رسیدیم، آن‌هم حرکتی که شما در ذهن یا جهان ذهنی هنرمند آیا حرکتی ایجاد کردید از نقطه‌ی A به B یا نه؟ به نظرم آنجایی رضایت حاصل می‌شود که شما این حرکت را در ذهن مخاطب ایجاد کرده باشید؛ یعنی مخاطب را از نقطه‌ی A به نقطه‌ی B و اگر خیلی توفیق را ایده‌آل‌تر بگیریم به نقطه‌ی C رساندید؛ یعنی مراتبی را در فهم مخاطب، -حالا ما مخاطب که می‌گوییم، منظورمان همیشه صاحب اثر است-...

سایت مشاور فیلم: بله صاحب اثر است.

حجةالإسلام رضوانی: این حرکت را در ذهن مخاطب ایجاد کردید و آن را در مسیری قرار دادید که اگر شما هم نباشید آن مسیر را ادامه خواهد داد. این به نظرم یک بحث خیلی مهمی است که باید به آن توجه داشته باشیم؛ یعنی شما یک گره ذهنی را از مخاطب باز کرده باشید یک‌وقت‌هایی هست که مشاوره‌ی ما تازه گره‌های جدیدی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند! بله می‌گویند که ویرانی مقدمه‌ی آبادی است، اما اگر ویرانی به خاطر خود ویرانی باشد این مطلوب نیست. ممکن است شما یک گره ذهنی را از مخاطب باز کرده باشید، گره‌های جدیدی ایجاد کرده باشید؛ اما مسیر باز کردن آن گره‌ را برای مخاطب باید ایجاد کنید.

سایت مشاور فیلم: فإذا فرغت فانصب.

حجةالإسلام رضوانی: فانصب؛ یعنی اینجاست که اگر شما در مسیری قرار دادید که حالا عقدهای جدید ذهنی برای مخاطب ایجاد شده، گره‌های جدید ذهنی ایجاد شده، اما این در مسیر آبادی است؛ یعنی حالا هنرمند از این نقطه می‌رود سراغ پیدا کردن یک کلیدی برای باز کردن این درب‌های بسته‌ی ذهنی جدیدی که برایش ایجاد شده، منتها از لحاظ مسیر در مسیر درستی قرار گرفته. آن چیزی که مشاور دینی چه در فضای هنری یا فضای بیرونی بر آن باید تأکید کند و وسواس داشته باشد این‌ است که مخاطب را وقتی رها می‌کند بداند در مسیر درستی رها کرده. نه این‌که در یک جهان متحیر جدیدی که ممکن است در این تحیر، باز مخاطب غرق بشود و نتواند به یک گره‌گشایی ذهنی برسد. مهم این‌ است که مشاور به این طمأنینه رسیده باشد که من در این مسیر جدید ذهنی که مخاطب را قرار دادم قطعاً مسیرش مسیر درستی خواهد بود. ولو این‌که در مسیرش به گره‌های جدید فکری رسیده باشد ولی این گره‌ها را در این مسیر باز می‌کند؛ و مطمئن باشید در این نوع ارتباط یک رجوع مجددی به این مشاور دوباره خواهد شد و بارهای متعدد، یعنی مشاور، مخاطب و صاحب اثر را یک‌جوری درگیر خودش کرده که این تعامل اتفاق بیفتد؛ یعنی شما دیگر نمی‌روی دنبالش، او می‌آید دنبال شما. مهم این‌ است که ما هنرمند را در مسیر درست قرار بدهیم. ما قرار نیست همه‌ی مشکلات ذهنی هنرمند را باز کنیم و حلش کنیم، مهم این‌ است که در مسیر درستی قرار بدیم...

سایت مشاور فیلم: پله‌ی بعدی را برویم با او.

حجةالإسلام رضوانی: دقیقاً؛ خداوند یک هدایت تکوینی برای انسان در این دنیا قرار داده، در مسیر این هدایت تکوینی اگر انسان گام بردارد، می‌تواند راه رشد را پیدا کند. خداوند می‌گوید من تو را در مسیر قرار دادم، بقیه‌اش دیگر پای خودت. البته در هر ایستگاهی هم یک مسیر، یک آیه یا یک نشانه‌ای برای رسیدن به هدف نهایی گذاشته. مشاور دینی هم همین کار را باید با مخاطب خودش بکند. در آن چارچوب مفهومی که می‌گذارد مسیر درست را برای مخاطبش طراحی کند و در جلوی پای مخاطب قرار دهد، آن‌وقت قطعاً‌ در رفت‌وبرگشت‌های متفاوت حالا چه با این مشاور چه با سایر همکاران آن مشاور که در مسیر این آدم قرار می‌گیرند این مسائلش را حل می‌کند. این‌که ما انتظار داشته باشیم مشاور همه‌ی پرسش‌های ذهنی مخاطبش را پاسخ بدهد، انتظار زیادی است از مشاور و اساساً محال است؛ اما این‌که مشاور باید مخاطب خودش را در مسیر درست قرار بدهد، این به نظرم آن انتظاری است که ما می‌توانیم منطقی از یک مشاور داشته باشیم.

سایت مشاور فیلم: اینکه شما می‌فرمایید ما زمانی به رضایت می‌رسیم که مخاطب مسیرش را...

حجةالإسلام رضوانی: پیدا کرده...

سایت مشاور فیلم: پیدا کرده باشد، درواقع تمرکز شما در مشاوره بر تغییر خود مخاطبتان هست. شاید از اینجا من یک استفاده بکنم، ببینید با توجه به ادبیات شما این استفاده درست است؟ تفاوت دیگری بین کارشناس -به معنایی که الآن وجود دارد- و مشاور هست، کارشناس مجموعه‌ای از اطلاعات را ارائه می‌دهد اما مشاور تمرکزش بر تغییر این هنرمند است...

حجةالإسلام رضوانی: دقیقاً؛ یعنی آنجا شما اطلاعات را در اختیار قرار می‌دهی به‌عنوان یک کارشناس برای یک موضوع خاص؛ که مثلاً شما این چاقوی جراحی را چگونه باید در دست بگیری؟ برش چگونه باید انجام بشود؟ اما این می‌آید می‌گوید اساس جراحی فلسفه‌اش چیست؟ شما اساساً کی باید به جراحی برسی؟

سایت مشاور فیلم: درسته؛ و این برای ما مهم است که یک ادبیاتی در بین خود مشاورهای دینی ایجاد بشود با توجه به این نکته که شما صِرف اطلاعات را بنا نیست بدهید، این اطلاعات ابزار کار شماست برای ایجاد تغییر در مخاطب.

این‌که ما انتظار داشته باشیم مشاوره‌، همه‌ی پرسش‌های ذهنی مخاطبش را پاسخ بدهد، این انتظار زیادی است از مشاور و اساساً محال است؛ اما این‌که مشاور باید مخاطب خودش را در مسیر درست قرار بدهد، این به نظرم آن انتظاری است که ما به‌صورت منطقی می‌توانیم از یک مشاور داشته باشیم.

حجةالإسلام رضوانی: چون شما وقتی‌که نگرشت اطلاعات باشد، صاحب اثر می‌گوید من این اطلاعات را از هر جای دیگر هم می‌توانم به دست بیاورم. اساساً الآن به دست آوردن اطلاعات -بااین‌همه ابزار دست‌یابی به اطلاعات- ‌خیلی سخت نیست. شما یک اپراتور هم که بگذاری در یک موضوع، ایشان می‌تواند از ابعاد مختلف، اطلاعات آن موضوع را برایتان جمع‌ کند. آن چیزی که مهم است درست قرار دادن آن جهان فکری مخاطب در مسیر درست است که آن هم با صِرفِ اطلاعات خالص به دست نمی‌آید؛ با گفتگو، مباحثه و هم‌ذات‌پنداری با هنرمند است که به دست می‌آید، با باز کردن جهان‌های جدید، آن جهان جدید با اطلاعات باز نمی‌شود لزوماً. بله در این مسیر ما سطوح مختلف مشاوره را داریم، یعنی ما در این مسیر اطلاعات به مخاطب می‌دهیم، در این مسیر به روش‌هایی برای مشاوره می‌رسیم؛ اما آن چیزی که مهم است اصل جهان فکری مخاطب و هنرمند است.

سایت مشاور فیلم: بنابراین ما برگردیم به اولین سؤالی که منطقاً باید مطرح می‌شد اما به خاطر این مقدماتی که اینجا وجود داشت الآن این سؤال باز می‌شود و آن این‌که مفهوم مشاوره چیست؟ در مفهوم مشاوره، لااقل سه تا تلقی به ذهن ما در این سؤالات رسیده بود. اول این‌که ما یک سری آموزه‌ها یا قواعدی برای خواهان مشاوره بدهیم برای آن چیزهایی که او می‌خواهد، برای کاری که او می‌خواهد انجام بدهد. دوم این‌که نه مشاوره دادن یک سری آموزه‌ها یا قواعد برای مشاوره گیرنده‌ است بر اساس چیزی که ما می‌خواهیم او انجام دهد و سوم این‌که مشاوره تغییر در الگوی مفهومی و جهان ذهنی این مخاطب و خواهان مشاوره است که بر اساس آن برود و آن حقایق را بر اساس این الگوی مفهومی و جهان ذهنی که ساخته شده پیدا کند که الآن دیگر فکر می‌کنم با توجه به این گفتگوها...

حجةالإسلام رضوانی: مشخص شده.

سایت مشاور فیلم: بله این پاسخ مشخص شده.

حجةالإسلام رضوانی: ببینید من حتی به نظرم در حالا شق سوم از کلمه‌ی تغییر هم بااحتیاط صحبت کنید. چون تغییر معمولاً آخرین مرحله‌ی یک فراینداست، ما معمولاً تغییر را همیشه در تبلیغات و مشاوره‌هایمان اول قرار می‌دهیم، ولی منطقاً تغییر در آخر است؛ یعنی هدف ما ایجاد تغییر است. من می‌گویم مشاوره، در یک تعریف نزدیک کردن جهان فکری صاحب اثر با جهان فکری مشاور، در فرایند تغییر است. ممکن است مشاور در انتهای کار مشاوره‌اش به تغییر نرسد، اما مخاطبش را در مسیر تغییر قرار داده است. مشاوره‌ای موفق است که بتواند این دو جهان ذهنی را به هم نزدیک کند. نزدیک کند نه در حوزه‌ی انفعال، در حوزه‌ی فعال؛ یعنی جهان فکریِ خودش به سمت مخاطب نرود، جهان فکری مخاطب را بیاورد به سمت آن جهان فکری که این قرار است در آن جهان مشاوره بدهد و او را در آن مسیر قرار بدهد. به نظرم همان جور که در عرایض قبلی‌ام عرض کردم، ما اگر مخاطب را در مسیر درست قرار بدهیم، او به آن تغییر خواهد رسید. الآن در تبلیغات تلویزیونی و تبلیغات تصویری می‌گویند شما کافی است سه بار مخاطبتان را در معرض این تصویر قرار بدهید، انتهایِ کارِ آن‌ها، خرید است؛ یعنی آن‌ها خرید را می‌گذارند انتهای کار، نمی‌گویند با دیدن صرف این تیزر تبلیغاتی، این برود اصلاً این کالا را بخرد، می‌گوید شما خودت را در معرض این آدم قرار بده، در معرض این مخاطب و بیننده قرار بده و این به دفعات این تیزر را ببیند، این تصویر را ببیند، این برند را ببیند و در ذهنش جاگذاری بشود، کی شما به نتیجه می‌رسی؟ زمانی که مخاطب شما وارد یک فروشگاه می‌شود و تصمیم به خرید می‌گیرد، آنجا اگر شما جاگذاری ذهنی درستی در ذهن مخاطب داشتید، آن‌وقت این خرید به نفع شما انجام می‌شود. ببینید کار تبلیغات تلویزیونی در مسیر قرار دادن مخاطب است و خرید را آخرین هدفش قرار می‌دهد، او تمام سعی و تلاشش این‌ است که این مسیرِ «در مسیر قرار دادن» را درست طی کند. لذا مشاور باید تمام تلاشش این باشد که در مسیر قرار دادن هنرمند را درست طی کند. رسیدن به آن، نتیجه‌ی نهاییِ کار هنرمند است. آن چیزی که در آن دوراهه مسیر شما را انتخاب می‌کند و تصمیم می‌گیرد که این سکانس را انتخاب کند، این دیالوگ را انتخاب کند، این رویکرد و جهان داستان را انتخاب کند. لذا اگر ما از همان ابتدا به انتهای کار فکر کنیم و مسیر را درست طی نکنیم، موفق نخواهیم بود. ما فلش‌گذاری‌های این مسیر را باید درست انجام بدهیم.

سایت مشاور فیلم: ما فلش‌گذاری‌ها را درست انجام می‌دهیم، به امید این‌که تغییر در جهان فکری و ذهنی مخاطب انجام بشود؛ به امید آن‌که در آموزه‌ها، جاگذاری‌ها و انتخاب‌ها درست رفتار کند، به امید آن‌که ما به ازاء بصری این‌ها را درست تشخیص بدهد...

حجةالإسلام رضوانی: آن‌وقت اگر شما در این فضای منطقی فکر کنید به مشاوره، اولاً برای مشاوره عجله‌ای نخواهید داشت، در ثانی سعی می‌کنید این فرایند را در ذهن خودتان منطقی ببینید و انتظاراتی که ما از یک مخاطب داریم آن‌وقت انتظارات معقولی خواهد بود. نه تنها در مشاوره، در حوزه‌ی کارهای تبلیغی ما باید این عجله را کنار بگذاریم. کار فرهنگی، کار اعتقادی، کاری که با جهان فکری آدم‌ها مواجهه، این حوصله و صبر را باید داشته باشد. اگر این حوصله بود، ‌آن‌وقت شما در جاگذاری این اِلِمان‌ها، منطقی جاگذاری می‌کنید. حضور شما حضور دقیقی خواهد بود. من مثالم مثال «بینوایان» است. شما ببینید در آنجا وقتی‌که آن کشیش یک جاگذاری درستی را در ذهن «ژان‌وال‌ژان» ایجاد می‌کند، دیگر فید می‌شود در زندگی او؛ یعنی ما در اثر هنری بینوایان دیگر کشیش را به‌غیراز یکی دو سکانس در ابتدای افتتاح فیلم دیگر نمی‌بینیم؛ اما این این‌قدر زیبا و درست و منطقی نشانه‌ها را جاگذاری کرد که ما در انتها شاهد رستگاری این خلاف‌کار و یک گناهکار شاید بالفطره هستیم. چیزی که ما در فیلم‌های هالیوودی مشاهده می‌کنیم یا فیلم‌های موفق جهان، این‌ است که این جاگذاری‌ها را به‌درستی انجام می‌دهند، نه با عجله، نه با اغراق، چرا که مشاوره، اغراق نباید داشته باشد. شما برای این‌که مخاطب را به خودتان و فکر خودتان جذب کنید، نباید اطلاعات اغراق‌آمیزی داشته باشید. مخاطب حواسش بسیار جمع است، به‌خصوص یک هنرمند؛ یعنی هنرمند به این راحتی توجیه نمی‌شود. آن میل شما را و شهوت شما را به تغییر نباید احساس کند، چون اگر احساس کند شما در ایجاد تغییر در ذهن مخاطب دارای شهوت افراطی هستید، آن‌وقت مقابله می‌کند. او به دنبال این‌ است که در یک فضای کاملاً دمکراتیک فکری، شما سعی کنید یک جهانی را ترسیم کنید، بدون این‌که احساس کند شما می‌خواهید در آن آدم تغییری ایجاد کنید؛ آن‌وقت است که با شما همراه می‌شود، آن‌وقت شما در جاگذاری‌هایتان منطقی جاگذاری می‌کنید و او هم به زبان خودش این کدها را دریافت می‌کند و مسیر را پیدا می‌کند.

شما وقتی‌که نگرشت اطلاعات باشد، صاحب اثر می‌گوید من این اطلاعات را از هر جای دیگر هم می‌توانم به دست بیاورم. اساساً الآن به دست آوردن اطلاعات –آن هم بااین‌همه ابزار دست‌یابی به اطلاعات- ‌خیلی سخت نیست. شما یک اپراتور هم که در یک موضوع بگذاری، می‌تواند از ابعاد مختلف اطلاعات آن موضوع را برایتان جمع‌ کند. آن چیزی که مهم است قرار دادن جهان فکری مخاطب در مسیر درست است که آن هم با صِرفِ اطلاعات خالص به دست نمی‌آید؛ بلکه با گفتگو، مباحثه و هم‌ذات‌پنداری با هنرمند است که به دست می‌آید، با باز کردن جهان‌های جدید، آن جهان جدید لزوماً با اطلاعات باز نمی‌شود.

سایت مشاور فیلم: همان‌طوری که عرض کردم سؤالات ما ذیل یک مجموعه‌ای از سرفصل‌ها هست که ما با دوستان مختلف بناست این مصاحبه‌ها را انجام بدهیم و البته این حالتِ گردشی پیدا می‌کند، تلاشمان این‌ است. حالا این مصاحبه‌ی اول ما با حضرت‌عالی. بعد به ترتیب، ما بخش‌های دیگر را با دیگران انجام خواهیم داد تا اینکه دوباره برسیم و در بخش‌های دیگر در خدمت شما باشیم تا یک مجموعه‌ی کاملی را با همه‌ی دوستان -البته در یک پروسه‌ی طولانی- انجام داده باشیم.
بالأخره در این بخشی که بخش مفهوم‌شناسی مشاوره بود ما سؤالمان تمام شد. اگر شما جمع‌بندی یا مطلب پایانی دارید بفرمایید.

حجةالإسلام رضوانی: من عرض خاصی ندارم، فقط امیدوارم هم شما و هم عزیزانی که در این حوزه واقعاً می‌خواهند جدی کار کنند، پیچیدگی‌های این حوزه‌ را یک مقداری درک کنید؛ یعنی ما صرفاً یک روان‌شناس اجتماعی نیستیم که بخواهیم یک کسی را از یک معضلی رها کنیم. ما با یک جهان پیچیده‌ای در ارتباطیم، به پیچیدگی‌های همه‌ی حوزه‌ها که هنرمند معمولاً در آن یک نوکی می‌زند و یک ناخنکی می‌زند و با یک جهان پیچیده‌ی خلاقِ متخیل که باید با همه‌ی این قواعد به این شخص و به این جهان پاسخ بدیم. این را اگر درک کنیم به نظرم کم‌کم به روش‌هایش می‌رسیم، کم‌کم به زبان مفاهمه‌ی با هنرمند می‌رسیم و هر وقت به این زبان رسیدیم، قطعاً باید شاهد نگرش دینی و حضور دین در آثار هنری هم باشیم که إن‌شاءالله حضور جامع و کامل و مفیدی باشد.

سایت مشاور فیلم: خیلی‌ممنون، تشکر می‌کنم از حوصله‌ای که به خرج دادید.

حجةالإسلام رضوانی: خواهش می‌کنم سلامت باشید.

×

نسخه آزمایشی
جستجو